خبٌ*: اين کلمهاي است که زنان براي پايان دادن به مکالمههايي استفاده ميکنند که در آن حق با آنهاست و شما بايد خفه بشويد.
*پنج دقیقه:* اگر مشغول لباسپوشيدن است يعني حداقل نيم ساعت. هرچند پنج ديقه دقيقاً معادل پنج دقيقه است اگر به شما پنج دقيقه بيشتر زمان جهت تماشاي فوتبال داده شده باشد.
*هيچٌي*: اين آرامش قبل از توفان است. معني و مفهوم آن اين است که بايد به شدت گوشبهزنگ باشيد. بحثهايي که با هيچي شروع ميشوند، غالباً با *خبٌ* تمام ميشوند.
*بفرماييد*: اين کلمه اصلاً ربطي به اجازه دادن انجام کاري ندارد. “اگه جرئت داري” در آن مستتر است.
*آه بلند*: اين در حقيقت يک کلمه محسوب ميشود که معمولاً درست فهميده نميشود.
آه بلند يعني او فکر ميکند شما يک احمق بهدردنخور هستيد و او نميداند چرا دارد وقتش را با ماندن و بحث با شما سر *هيچٌي* تلف ميکند.
*اشکال** **نداره*: اين يکي از خطرناکترين جملاتي است که زن شما ممکن است به شما بگويد. اشکال نداره يعني اون به زمان طولانيتري احتياج دارد که تصميم بگيرد شما چگونه بايد تاوان اين اشتباهتان را پس بدهيد.
*ممنون*: از شما تشکر ميکند. فقط بگوييد خواهش ميکنم. هيچ حرف اضافهاي نزنيد.
*خيلي** **ممنون* ميتواند نشان دهنده يک خطر بالقوٌه باشد.
*اصلاً هرچي*: اين ترکيب براي گفتن *دهنت سرويسه* يا *مردهشورت رو ببرن* استفاده ميشود.
*نگرانش نباش عزيزم،** ** خودم انجام ميدم*: يک جمله بسيار خطرناک ديگر. به,معني آنکه اين کار به دفعات متعدد به شما محول شده و حالا تصميم گرفته خودش دست به کار شود. اين حالت معمولاً منجر به حالتي خواهد شد که شما بپرسيد چي شده؟
از مكزيكى پرسيد: چقدر طول كشيد كه اين چند تارو بگيرى؟
مكزيكى: مدت خيلى كمى !
آمريكايى: پس چرا بيشتر صبر نكردى تا بيشتر ماهى گيرت بياد؟
مكزيكى: چون همين تعداد هم براى سير كردن خانوادهام كافيه !
آمريكايى: اما بقيه وقتت رو چيكار ميكنى؟
مكزيكى: تا ديروقت ميخوابم! يك كم ماهيگيرى ميكنم!با بچههام بازى ميكنم! با زنم خوش ميگذرونم! بعد ميرم تو دهكده ميچرخم! با دوستام شروع ميكنيم به گيتار زدن و خوشگذرونى! خلاصه مشغولم با اين نوع زندگى !
آمريكايى: من توي هاروارد درس خوندم و ميتونم كمكت كنم! تو بايد بيشتر ماهيگيرى بكنى! اونوقت ميتونى با پولش يك قايق بزرگتر بخرى! و با درآمد اون چند تا قايق ديگه هم بعدا اضافه ميكنى! اونوقت يك عالمه قايق براى ماهيگيرى دارى !
مكزيكى: خب! بعدش چى؟
آمريكايى: بجاى اينكه ماهىهارو به واسطه بفروشى اونارو مستقيما به مشتريها ميدى و براى خودت كار و بار درست ميكنى… بعدش كارخونه راه ميندازى و به توليداتش نظارت ميكنى… اين دهكده كوچيك رو هم ترك ميكنى و ميرى مكزيكو سيتى! بعدش لوس آنجلس! و از اونجا هم نيويورك… اونجاس كه دست به كارهاى مهمتر هم ميزنى …
مكزيكى: اما آقا! اينكار چقدر طول ميكشه؟
آمريكايى: پانزده تا بيست سال !
مكزيكى: اما بعدش چى آقا؟
آمريكايى: بهترين قسمت همينه! موقع مناسب كه گير اومد، ميرى و سهام شركتت رو به قيمت خيلى بالا ميفروشى! اينكار ميليونها دلار برات عايدى داره !
مكزيكى: ميليونها دلار؟؟؟ خب بعدش چى؟
آمريكايى: اونوقت بازنشسته ميشى! ميرى به يك دهكده ساحلى كوچيك! جايى كه ميتونى تا ديروقت بخوابى! يك كم ماهيگيرى كنى! با بچه هات بازى كنى !
با زنت خوش باشى! برى دهكده و تا ديروقت با دوستات گيتار بزنى و خوش بگذرونى









