زنی را می شناسم
فریبا شش بلوکی از کتاب شبانه به نام زنی را… زنی را می شناسم من که شوق بال و پر دارد ولی از بس که پُر شور است دو صد بیم از سفر دارد زنی را می شناسم من که در یک گوشه ی خانه میان شستن و پختن درون آشپزخانه سرود عشق می خواند [...]
مرغ سحر
چرا هیچ کس دوست ندارد بند دوم مرغ سحر را بخواند؟ مرغ سحرنیازی به معرفی ندارد
. سروده ای از محمدتقی بهار در دوران مشروطه که پس از آغاز حکومت رضا شاه به صورت ترانه اجرا شد
. آهنگ این اثر، از مرتضی نی داوود، فوق العاده زیباست
. آهنگ باو جود گیرایی زیر و بالای چندانی ندارد بنابراین حتی کسانی که با خوانندگی آشنایی ندارند می توانند آن را به راحتی بخوانند
. اکثر خوانندگان نامی نیز اجرایی از مرغ سحر را به نام خود ثبت کرده اند که می توان به ملوک ضرابی، قمرالملوک وزیری، نادر گلچین، هنگامه اخوان، محمدرضا...
Read Post »
When the door of happiness closes
When the door of happiness closes, another opens But often times we look so long at the Closed door that we don’t see the one which has been opened for us وقتی در شادی بسته می شود، در دیگری باز می شود ولی معمولاً آنقدر به در بسته شده خیره می مانیم كه دری كه [...]
بوي نفت ميآي
شعري براي مسجد سليمان و مردمان نجيبش . عليمحمد مودب بوي نفت ميآيد، سفرههاي نان خالي است ! اي زمين تحمل كن، دست آسمان خالي است! تا به كي چنان فرياد در عبث رها بودن هيچ انعكاسي نيست، دره جهان خالي است! نام زندگي داري، زير بام مرگ انگار! دفن ميشوي اما گور همچنان خالي [...]
خانه ای داشته باشم پر دوست
خانه ای داشته باشم پر دوست (فریدون مشیری)
(ارسال توسط دوست خوبمون مهدی)من دلم مي خواهد خانه اي داشته باشم پر دوست کنج هر ديوارش دوستهايم بنشينند آرام گل بگو گل بشنو هرکسي مي خواهد وارد خانه پر عشق و صفايم گردد يک سبد بوي گل سرخ به من هديه کند شرط وارد گشتن شست و شوي دلهاست شرط آن داشتن يک دل بي رنگ و رياست بر درش برگ گلي مي کوبم روي آن با قلم سبز بهار مي نويسم اي يار خانه ي ما اينجاست تا که سهراب نپرسد دگر خانه دوست کجاست؟
...
Read Post »














