Welcome to Persian Party Center!
Hello, Guest!! Join Us!, Register
  • Concert November 2011 Germany

    Concert November 2011 Germany

    Europa Tour Ensemble Hoor aus dem Iran Mit mystischem Tanz   Freitag, 25. November Freizeitheim Vahrenwald Vahrenwalder Str. 92 30165 Hannover   Samstag, 26. November Bürgerzentrum Neue Vahr Berliner Freiheit 10 28327 Bremen   Sonntag, 27. November Bürgerhaus Kalk Kalk-Mülheimer Str. 58 51103 Köln   Freitag, 02. Dezember Festsaal im Rathaus Charlottenburg Otto-Suhr-Allee 100 10585 Berlin   Ticketpreis: 15 €, 20€ Einlass: 19:00 Uhr- Beginn: 20:00 Uhr Tel.-Info: 0511-10 566 40 & 0176-631 42 ...

    Read More

  • اللطيفه و حکایت

    اللطيفه و حکایت

    یک هواپیمایی داشته از تهران میرفته پاریس، وسطای راه یهو صدای خلبان از بلندگوها میاد که : اَتِنْشِن پلیز! خلبان اسپیکینگ ... مسافرین لیسنینگ! ... موتور چپ هواپیما از کار افتاده، ولی شما هیچ نترسید! من خودم واردم، هواپیما رو ...

    Read More

  • Welcome to Persia Party Center

    Welcome to Persia Party Center

    Track, Trade, Have Fun, Party And Much More! Persia-Party is an online service for tracking events of any kind. * of the special day * until that concert with your favorite band * until whatever else you can think of, the possibilities are endless! Go ahead and try it!

    Read More

  • عمر خیام (Omar Khyam)

    عمر خیام (Omar Khyam)

    خیام اول کسی است که به تحقیق منظم علمی در معادلات درجات اول و دوم و سوم پرداخته، و طبقه‌بندی تحسین‌آوری از این معادلات آورده‌است، و در حل تمام صور معادلات درجه سوم منظماً تحقیق کرده، و به حل (در اغلب موارد ناقص) هندسی آنها توفیق یافته، و رساله وی ...

    Read More

1 2 3 4

قاطی پاتی

 

فقط یه زن ایرانی میتونه به شوهرش بگه: من پنج دقیقه میرم خونه همسایه تو نیم ساعت یک بار غذا رو هم بزن لوله ترکیده، یارو ماشینشو آورده سطل آب بر میداره میپاشه رو ماشینش بش میگه حال کن سه ساله نشستمت! آبه مفته! مال دولته بايد چاپيد قاپيد!! عروسی دعوت بودیم. توی اون خیابون [...]

Jokes for you

Thumbnail Image

 

دختر اصفهانيه به دوست پسرش ميگه : شب بيا خونه مون , اگه موقعيت خوب بود من يه سكه ميندازم پائين
. شب ميشه
. دختره يه سكه ميندازه پائين
. ولي هر چقدر صبر ميكنه مي بينه پسره نمياد بالا سرش رو از پنچره بيرون ميكنه ميپرسه : چرا نمياي؟ پسره ميگه : دارم دنبال سكه مي گردم
. دختره ميگه :بيا بالا
. بهش كش بسته بودم
. الان تو دست خودمه!

 

يه روز يه مرده پشت موتور گازي نشسته بوده و هي از يه بنز جلو مي‌زده
.
.
. راننده بنز عصباني مي‌شه و ميزنه كنار و به...


Read Post »

جک و اس ام اس

Thumbnail Image

 

یارو میره کلانتری میگه : قربان، زنم گم شده! افسره میگه: مشخصاتشو بگو
. میگه : یعنی چی؟ افسره میگه : مثلا زن من قد بلند و لاغره و موهاش طلاییه
. طرف میگه : زن منو ولش کن
. بریم زن تورو پیدا کنیم *** می دونی چرا با ازدواج دین آدم کامل میشه؟ چون تا قبل ازدواج فکر میکنه دنیا بهشته !؟ اما بعدش به جهنم اعتقاد پیدا میکنه!!!؟؟؟؟ طرف ميره نونوايی ، يه 5 ريالي ميده به نانوا ، نانوا ميگه : 5 ريالی كه نون نميشه ! طرف ميگه : صداشو در نيار من ماكسی ميليانوس هستم !...


Read Post »

اصفهانی

Thumbnail Image

 

* یه روز یه اصفهانی ازدواج میکنه برای اینکه خرجش کمتر بشه تنها میره ماه عسل * از بچه اصفهانیه می پرسن وقتی می ری سر یخچال چی می خوری؟ می گه: کتک! * اصفهانيه میره سربازی وقتی بر میگرده میبینه داداشش و باباش با کلی ریش و سبیل وایسادن دم در میزنه زیر گریه میگه تو رو خدا بگین - چی شده باباش میگه احمق رفتی سربازی ریش تراشو دیگه چرا بردی * اصفهانیه به مهمونش میگه اگه گرسنه ای مرغ هست! بگم تخم کنه؟ * شب عيد فطر همه اصفهانيا بيرون خوابيده بودن ازشون مي پرسن چرا...


Read Post »

ملانصرالدین

 

وظیفه و تکلیف روزی ملانصرالدین بدون دعوت رفت به مجلس جشنی. یکی گفت: “جناب ملا! شما که دعوت نداشتی چرا آمدی؟” ملانصرالدین جواب داد: “اگر صاحب خانه تکلیف خودش را نمی‌داند. من وظیفه‌ی خودم را می‌دانم و هیچ‌وقت از آن غافل نمی‌شوم.” شیرینی روزی ملا از شهری می گذشت، ناگهان چشمش به دکان شیرینی فروشی [...]

فيله و مورچه

 

دكتر به يارو ميگه: دوتا خبر بد دارم. اوليش اينه كه تو فقط بيست و چهار ساعت زنده مي موني. يارو ميگه دوميش چيه؟ دوميش اينه كه ديروز يادم رفت اينو بهت بگم!!! … معتاده به دختره متلك ميگه: چشاش بيشت لباش بيشت تيپش بيشت… دختره برمي گرده مي گه: گم شو اشغال معتاده مي [...]

تور پيرزنان

 

تعدادى پيرزن با اتوبوس عازم تورى تفريحى بودند. پس از مدتى يکى از پيرزنان به پشت راننده زد و يک مشت بادام به او تعارف کرد. راننده تشکر کرد و بادام‌ها را گرفت و خورد. در حدود ٤٥ دقيقه بعد دوباره پيرزن با يک مشت بادام نزد راننده آمد و بادام‌ها را به او تعارف [...]

 

Meta