چگونه يك خبر بد را اطلاع دهيم
راهروی بيمارستان – روز – داخلي زني جوان در راهروي بيمارستان ايستاده، نگران و مضطرب. در انتهاي کادر در بزرگي ديده مي شود با تابلوي “اتاق عمل”. چند لحظه بعد در اتاق باز و دکتر جراح – با لباس سبز رنگ – از آن خارج مي شود. زن نفسش را در سينه حبس مي کند. [...]
تفاوت دختر در ایران و آمریکا
- امریکا
.5 سانتی متری در اراضی حفاظت شده نوادا… به مدت 7 ساعت
. فعالیت های اجتماعی: عضو انجمن طرفدارن محیط زیست دختر زیر سی سال غرب آمریکا، عضو گروه حامیان طبیعت وحش اورگان، سخنران اجلاس...
Read Post »
ماجرای حجت الاسلام حسینی
کم وبیش بابرنامه ی اخلاق درخانواده که توسط حجت الاسلام حسینی هرهفته درتلویزیون اجرامیشد اشنایی دارند
. چرا چندین سال است این برنامه با وجود اینکه طرفدارانی را هم پیدا کرده بود اکنون اجرا نمی شود
. البته برای بیخبران و جاهلان ارزش داشت و گرنه مزخرفترین برنامه بود که هر هفته آقای حسینی با برنامه ای جدید و تمسخرامیز برصفحه ی تلویزیون ظاهرمی شد
. و هدف اصلی ش امربه معروف و نهی از منکرات بود و جوانان را از گناهان بر حذر می داشت
. زیاد حاشیه روی نکنیم چون خود این برنامه نکات خیلی احمقانه ی داشت و خود فصل جداگانه...
Read Post »
ازدواج در ايران باستان
وَد (ازدواج) در ايران باستان (ارسال از محسن) در ایران باستان و آیین زرتشت تعدد زوجات روا نيست و گفته شده همانگونه که يک زن نميتواند در يک زمان بيش از يک شوهرداشته باشد مرد نيز نميتواند در آن واحد دو يا چند زن داشته باشد
. اختيار زن دوم در شرايطي خاص و سخت که در آيين نامه زرتشتيان آمده جايز است نظيراينکه زن اول فوت شده باشد
.
. در ايران باستان تنها در صورتي فرد ميتوانست با وجود زن اول زن ديگر اختيار کند که زن اول به تشخيص پزشک عقيم بوده و خود موافقت خويش را براي اين کار...
Read Post »
ملانصرالدین
وظیفه و تکلیف روزی ملانصرالدین بدون دعوت رفت به مجلس جشنی. یکی گفت: “جناب ملا! شما که دعوت نداشتی چرا آمدی؟” ملانصرالدین جواب داد: “اگر صاحب خانه تکلیف خودش را نمیداند. من وظیفهی خودم را میدانم و هیچوقت از آن غافل نمیشوم.” شیرینی روزی ملا از شهری می گذشت، ناگهان چشمش به دکان شیرینی فروشی [...]
خر دردمند و گرگ نعلبند
خر دردمند و گرگ نعلبند يک روز يک مرد روستايي يک کوله بار روي خرش گذاشت و خودش هم سوار شد تا به شهر برود. خر پير و ناتوان بود و راه دور و ناهموار بود و در صحرا پاي خر به سوراخي رفت و به زمين غلطيد. بعد از اينکه روستايي به زور خر [...]
بوي نفت ميآي
شعري براي مسجد سليمان و مردمان نجيبش . عليمحمد مودب بوي نفت ميآيد، سفرههاي نان خالي است ! اي زمين تحمل كن، دست آسمان خالي است! تا به كي چنان فرياد در عبث رها بودن هيچ انعكاسي نيست، دره جهان خالي است! نام زندگي داري، زير بام مرگ انگار! دفن ميشوي اما گور همچنان خالي [...]














